تبليغاتX
شیطان
شیطان بزرگ ترین دشمن خداست
 آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!(2)

2) در يثرب سه قبيله يهودي وجود داشتند که پيامبر اسلام هر 3 اين قبايل را به بهانه هايي يا قتل عام کرد يا آنها را مجبور کرد پراکنده شوند و مهاجرت کنند و اموال آنان را به غارت برد، قبيله بني قريظه را که قتل عام کرد و 800 نفر يهودي را در يک روز سر بريد (شرح کامل را در نوشته اي با فرنام ماجراي بني قريظه و قتل عام يهوديان به دست حضرت علي از تاريخ طبري  بخوانيد)، رئيس قبيله بني نضير را ترور کرد (ماجراي کامل را در نوشته اي با فرنام محمد اولين تروريست اسلامي، ترور کعب بن الاشرف از دانشمندان يهودي توسط محمد از تاريخ طبري بخوانيد ) و بعد آنها را محاصره کرد و دستور داد نخلستانشان را آتش بزنند، بني نضير اعتراض کردند که تو خود را آدم خير خواهي ميخواني پس چرا نخلستانهاي مارا آتش زدي؟ وي محمد آيه  3، 4 و 5 سوره حشر را توليد کرد:
اگر بر آنها ترک ديار نوشته نشده بود در اين جهان دچار عذاب ميشدند، و در آن جهان هم در آتشند. اگر شما نخلي را قطع کنيد يا آنرا سر پاي نگاه داريد خداوند شما را مخير ميکند ولي قطع آن براي مجازات فاسقين است.
بني نضير پس از 20 روز تسليم محاصره شدند و به واسطه شفاعت بعضي از سران خزرج بنا شد سالم از مدينه شوند، اما تمام ثروت و دارايي آنها توسط پيامبر اسلام غارت شد. قبيله سوم يهودي اي که پيامبر اسلام غارت کرد قبيله بني قينقاع بودند که پيامبر اسلام به بهانه هايي آنها را مجبور کرد تا از يثرب کوچ کنند و جز اثاث و اشياء منقول خود، که قابل حمل باشند چيزي با خود نبرند، و ثروت آنان نيز به پيامبر و دار و دسته اش رسيد.
با در نظر داشتن اين دو مقدمه ميتوان راحت در ادعاي مسلمانان در مورد دفاعي بودن آيات جنايي تازينامه پرداخت. آيات جنايي تازينامه بدون استثناء همگي از آيات مدني هستند. اين آيات در واقع آيات مکي در مورد رفتار نيک با مخالفان اسلام را نسخ ميکنند، سوره توبه آخرين سوره اي است که پيامبر اسلام توليد کرد. در هنگام نزول سوره توبه مسلمانان در جنگ نبودند و سوره توبه آخرين دستور العملي است که در قرآن براي مسلمانان وجود دارد، زيرا هيچ سوره ديگري بعد از آن وجود ندارد که بخواهد مفاهيم آنرا منسوخ کند! سوره توبه از خشن ترين سوره هاي تازينامه نيز محسوب ميشود تاجايي که محمد حتي آنرا با بسم الله الرحمن  الرحيم آغاز نکرده است، به اين سوره، سوره برائت به معني بيزاري نيز ميگويند، محمد در اين سوره استراتژي اصلي و ابدي رفتار مسلمانان با نا مسلمانان را بيان ميکند، که هيچ ربطي هم به جنگ ندارد، هيچ کجاي آن از جنگ صحبت نميکند! يعني اينها مربوط به شرايط جنگي نيستند بلکه مسلمانان در شرايط عادي نيز بايد آنها را رعايت کنند!
 سورهُ توبه آيه 5 صفحه 188
پس چون ماههاي حرام به سر آمد  آنگاه مشركان را هر جا يافتيد به قتل رسانيد. و آنها را دستگير و محاصره كنيد . و هر سو در كمين آنها باشيد. چنانچه توبه كردند و نماز به پاي داشتند و زكات دادند پس از آنها دست بداريد. كه خدا آمرزنده و مهربان است.    ترجمه ها، تفاسير و شان نزول
توبه آيه 123
اي کسانيکه ايمان آورده ايد، کافراني که نزد شمايند را بکشيد! تا در شما درشتي و شدت را بيابند. و بدانيد که خداوند با پرهيزکاران است!   ترجمه ها، تفاسير و شان نزول

آيا در اين آيه شما کلمه در جنگ ميبينيد؟! پيامبر اسلام در مورد جنگ اين آيه را مطرح نکرده است، اگر تفاسير را هم بخوانيد خواهيد ديد که اين آيه از آيه هاي اصلي جهاد و به قول علامه طباطباعي براي گسترش اسلام آورده شده است.
 
و بالاخره يک جفت آيه بسيار مهم و اساسي که تمام آيات قبلي در مورد کافران اهل کتاب (مسيحيان و يهوديان و به قول برخي علماي (!) اسلامي مجوسيان يعني زرتشتي ها)
لتوبه 28 صفحه 192
اي کساني که ايمان آورده ايد، مشرکان نجسند و از سال بعد نبايد به مسجد الحرام نزديک شوند، و اگر از بينوايي ميترسيد، خدا اگر بخواهد به فضل خوش بي نيازتان خواهد کرد. زيرا خدا دانا و حکيم است.
التوبه 29 صفحه 192
کساني را از اهل کتاب که به خدا و روز قيامت ايمان نمي آورند و چيزهايي را که خدا و پيامبرش حرام کرده است بر خود حرام نميکنند و دين حق را نميپذيرند بکشيد، تا آنگاه که به دست خود در عين مذلت جزيه بدهند.      ترجمه ها، تفاسير و شان نزول
اين آيه براي کافران 3 راه ميگذارد که بايد يکي از آنها را انتخاب کنند.
1) مسلمان شوند، در مسلمان شدن آنها اجباري نيست اما اگر مسلمان نشدند بايد حتما يکي از دو روش زير را انتخاب کنند!
2) جزيه بدهند، ابن خلدون و بسياري از تاريخ نويسان اعتقاد دارند کساني که به ايران حمله کردند اصلا قصد گسترش اسلام را نداشتند و چندان علاقه اي نداشتند که ايرانيان مسلمان شوند، آنها ترجيه ميدادند ايرانيان مسلمان نباشند تا جزيه بدهند و ايرانيان نيز سر انجام به دلايل اقتصادي پس از 200 سال براي نپرداختن جزيه مسلمان شدند.
3) با مسلمانان جنگ کنند.
و اين اصول رفتار مسلمانان با نا مسلمانان تا همين امروز هم ادامه دارد، شايان ذکر است کساني ادعا ميکنند که پيامبر اسلام در مدينه نيز با بسياري از يهوديان و مسيحيان گفتمان ميکرده است و با آنان همزيستي ميکرده است، اين افراد بايد بدانند که آن کفار جزيه پرداخته بودند و الا کسي که جزيه نپردازد و مسلمان نيز نشود حق حيات ندارد. دليل حمله اعراب به ايران نيز همين بود، مسلمانان اگر شيعه باشند که بايد بدانند اين حملات زير نظر امامانشان بويژه امام علي (در مورد دشمني امام علي با ايرانيان نوشته اي با فرنام علي ابن ابيطالب و دشمني با ايرانيان را بخوانيد) بوده است و امام علي مشاور اصلي عمر در اين جنگها بوده است و در زمان خلافت خود نيز بارها براي سرکوب شورشهاي مردمي در ايران به شهر هاي مختلف ايران از جمله ري، خراسان، آذربايجان، سيستان و... فرستاد (شرح مختصري از آنها را در نوشتاري با فرنام کارنامه درخشان حضرت علي امام اول شيعيان بخوانيد)، اگر سني باشند نيز خواهند دانست که خليفه اول عمر بن خطاب دستور حمله به ايران را دقيقا از روي همين استراتژي صادر کرد و گفتن اينکه حمله به ايران يک جنگ تدافعي بود کاملا مزحک است. ادعاي اينکه جنگهاي محمد هم جنگهاي دفاعي بوده اند کاملا غير منصفانه و از لحاظ تاريخي غير صحيح است که شرح و رد اين ادعا در حوصله اين نوشتار نيست!

|+| نوشته شده توسط شیطان پرست در شنبه بیست و چهارم تیر 1385
 آیات جنایی قرآن تنها جنبه دفاعی دارند!

 یکی از مطالبی که بسیاری از اسلامگرایان برای پنهان کردن چهره زشت و خشن اسلام  بیان میکنند، این است که این مطالب برای دوران جنگ آمده است، و جنبه دفاعی داشتند، اسلام کشتن مردم بیگناه را نمیپذیرد! همنچنین بسیاری از این افراد اظهار میکنند که محمد در تمام دوران حیاتش هرگز جنگی را شروع نکرد، بلکه تنها از خود و مسلمانان دفاع کرد.

برای بررسی این سفسطه ابتدا باید موضوعی با فرنام ناسخ و منسوخ را بررسی کنیم. همانطور که میدانیم محمد برای برداشتن مشکلات از سر راه خود آیات قرآنی را بصورت تدریجی می آورد. و بنا به میل خود و شرایط روز آیات قرآنی جدیدی را معرفی میکرد، بعنوان مثال وقتی در مورد اسیران جنگی پس از جنگ بدر توسط مسمانان اختلافی پیش آمده بود که آیا باید اسیر را در جنگ کشت یا اینکه با پرداخت فدیه آنها را آزاد کرد، پیامبر اسلام با زیرکی آیه 67 سوره انفال را میسازد،

برای هیچ پیامبری نسزد که اسیران داشته باشد تا که در روی زمین کشتار بسیار کند. شما متاع این جهانی را میخواهید و خدا آخرت را میخواهد. و او پیروزمند و حکیم است.

به همین دلیل که محمد قبل از تولید بخشی از آیات تازینامه، پردازش و تعقل چندانی نمیکرد، در قرآن دستورات متناقضی پیش می آمد، مثلا جایی میگفت فلان کار را بکنید و جای دیگر میگفت آنکار را دیگر نکنید. یا مثلا آیات مزحکی تولید میکرد و بعدا پشیمان میشد و میخواست که آنها را باطل کند، مثلا محمد در پی کسب امتیازات جنسی ويژه ای برای خود در سوره احزاب آیه 50 میگوید:

ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که بعنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داییها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کردیم؛ و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هرگاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. این حکم ويژه توست نه دیگر مومنان. ما میدانیم درباره زنانشان و کنیزانشان چه حکمی کرده ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید. و خدا آمرزنده و مهربان است.

همچنین در آیه 51 همان سوره (احزاب) میگوید:

از زنان خود هر که را که خواهی به نوبت موخر دار و هرکه را میخواهی با خود نگه دار، و اگر از آنها که دور داشته ای یکی را بطلبی بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانی میداری باید که خشنود گردند و خدا میداند که در دلهای شما چیست. و خداست که دانا و بردبار است.

وقتی محمد با اعتراض زنانش و احتمالا طرفدارانش در مورد این ایات عجیب غریب که نشان از بیماری جنسی محمد دارد روبرو میشود، از روی ناچاری مجبور میشود که این امتیازات را از خود سلب کند، این است که آیه 52 سوره احزاب را میسازد:

بعد از این زنان، هیچ زنی بر تو حلال نیست و نیز زنی به جای ایشان اختیار کردن، هر چند تو را از زیبایی او خوش آید؛ مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چیزی است.

برای پوشش این نوع تضادهای قرآن و اینکه چرا بعضی از آیات قرآنی ضد دیگر آیات قرآن هستند، پیامبر اسلام قضیه ناسخ و منسوخ را معرفی کرد؛ به آیاتی که باطل شده اند منسوخ و به آیاتی که باطل میکنند آیه ناسخ میگویند. در واقع برای پوشاندن این تناقضات محمد تلاش کرد این مفهوم را جای بیاندازد تا جلوی مخالفت هارا بگیرد، وقتی که محمد با اعتراضات در مورد اینکه چرا حرف خدا باید تناقض داشته باشد و این ناسخ و منسوخ دیگر چه صیقه ای است، آیه 106 سوره ماده گوساله را می آورد:

هیچ آیه ای را منسوخ یا ترک نمیکنیم مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم. آیا نمیدانی که خدا بر هر کاری تواناست؟

این است که در قرآن هرگاه تضادی بین دستورات وجود داشته باشد، آن دستورات را با توجه به قاعده ناسخ و منسوخ باید بررسی کرد، و این امر کاملا منطقی است، آخرین دستور معمولا دستوریست که باید اجرا شود.

حال با روشن شدن قضیه ناسخ و منسوخ که عالمان دینی بحث های بسیار مفصلی در این مورد دارند، میتوان به بررسی آیات تازینامه در قبال برخورد با کافران و مشرکان و منافقین پرداخت.

همانطور که میدانیم، سوره های تازینامه به دو دسته مدنی و مکی تقسیم میشوند، محمد در مکه تنها مردم را به نیکی دعوت میکرد و حتی قوانین و شریعت مشخصی را مدعی نشده بود. رفتاری که محمد در قبال مخالفان در این دوران پیش گرفته بود را میتوان از آیات زیر یافت:

انعام  از سوره های مکی 108:

چیزهایی را که آنان به جای الله میخوانند، دشنام مدهید که آنان نیز بی هیچ دانشی، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند. اینچنین عمل هر قومی را در چشمشان آراسته ایم. پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایی که کرده اند آگاه می سازد.

سوره مزمل  از سوره های مکی  آیات 10 تا 12:

بر آنچه میگویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جوی، تکذیب کنندگاه صاحب نعمت را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده، نزد ماست بندهای گران و دوزخ.

سوره مومنون از سوره های مکی آیه 96:

سخن بد آنان را به هرچه نیکوترت می آ ید پاسخ گوی. ما به سخن آنان آگاه تر هستیم.

اما بعد از فرار محمد از مکه به مدینه، در رفتار محمد تغییر شگرفی حاصل میشود، محمد دیگر از تحمل و احترام و همزیستی دم نمیزند، محمد از جنگ و جهاد و کشتن و آواره کردن سخن میگوید، تغییر رفتار محمد از مکه به مدینه در نوشته ای بافرنام بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني  با دقت بالاتری انجام گرفته است. دلیل این تغییر رفتار محمد در قبال کافران و مشکران و مخالفانش چه بود؟

|+| نوشته شده توسط شیطان پرست در جمعه شانزدهم تیر 1385  |
 
 
بالا