یکی از مطالبی که بسیاری از اسلامگرایان برای پنهان کردن چهره زشت و خشن اسلام بیان میکنند، این است که این مطالب برای دوران جنگ آمده است، و جنبه دفاعی داشتند، اسلام کشتن مردم بیگناه را نمیپذیرد! همنچنین بسیاری از این افراد اظهار میکنند که محمد در تمام دوران حیاتش هرگز جنگی را شروع نکرد، بلکه تنها از خود و مسلمانان دفاع کرد.
برای بررسی این سفسطه ابتدا باید موضوعی با فرنام ناسخ و منسوخ را بررسی کنیم. همانطور که میدانیم محمد برای برداشتن مشکلات از سر راه خود آیات قرآنی را بصورت تدریجی می آورد. و بنا به میل خود و شرایط روز آیات قرآنی جدیدی را معرفی میکرد، بعنوان مثال وقتی در مورد اسیران جنگی پس از جنگ بدر توسط مسمانان اختلافی پیش آمده بود که آیا باید اسیر را در جنگ کشت یا اینکه با پرداخت فدیه آنها را آزاد کرد، پیامبر اسلام با زیرکی آیه 67 سوره انفال را میسازد،
برای هیچ پیامبری نسزد که اسیران داشته باشد تا که در روی زمین کشتار بسیار کند. شما متاع این جهانی را میخواهید و خدا آخرت را میخواهد. و او پیروزمند و حکیم است.
به همین دلیل که محمد قبل از تولید بخشی از آیات تازینامه، پردازش و تعقل چندانی نمیکرد، در قرآن دستورات متناقضی پیش می آمد، مثلا جایی میگفت فلان کار را بکنید و جای دیگر میگفت آنکار را دیگر نکنید. یا مثلا آیات مزحکی تولید میکرد و بعدا پشیمان میشد و میخواست که آنها را باطل کند، مثلا محمد در پی کسب امتیازات جنسی ويژه ای برای خود در سوره احزاب آیه 50 میگوید:
ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده ای و آنان را که بعنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده ای و دختر عموها و دختر عمه ها و دختر داییها و دختر خاله های تو را که با تو مهاجرت کرده اند بر تو حلال کردیم؛ و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هرگاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. این حکم ويژه توست نه دیگر مومنان. ما میدانیم درباره زنانشان و کنیزانشان چه حکمی کرده ایم، تا برای تو مشکلی پیش نیاید. و خدا آمرزنده و مهربان است.
همچنین در آیه 51 همان سوره (احزاب) میگوید:
از زنان خود هر که را که خواهی به نوبت موخر دار و هرکه را میخواهی با خود نگه دار، و اگر از آنها که دور داشته ای یکی را بطلبی بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آنچه همگیشان را ارزانی میداری باید که خشنود گردند و خدا میداند که در دلهای شما چیست. و خداست که دانا و بردبار است.
وقتی محمد با اعتراض زنانش و احتمالا طرفدارانش در مورد این ایات عجیب غریب که نشان از بیماری جنسی محمد دارد روبرو میشود، از روی ناچاری مجبور میشود که این امتیازات را از خود سلب کند، این است که آیه 52 سوره احزاب را میسازد:
بعد از این زنان، هیچ زنی بر تو حلال نیست و نیز زنی به جای ایشان اختیار کردن، هر چند تو را از زیبایی او خوش آید؛ مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد. و خدا مراقب هر چیزی است.
برای پوشش این نوع تضادهای قرآن و اینکه چرا بعضی از آیات قرآنی ضد دیگر آیات قرآن هستند، پیامبر اسلام قضیه ناسخ و منسوخ را معرفی کرد؛ به آیاتی که باطل شده اند منسوخ و به آیاتی که باطل میکنند آیه ناسخ میگویند. در واقع برای پوشاندن این تناقضات محمد تلاش کرد این مفهوم را جای بیاندازد تا جلوی مخالفت هارا بگیرد، وقتی که محمد با اعتراضات در مورد اینکه چرا حرف خدا باید تناقض داشته باشد و این ناسخ و منسوخ دیگر چه صیقه ای است، آیه 106 سوره ماده گوساله را می آورد:
هیچ آیه ای را منسوخ یا ترک نمیکنیم مگر آنکه بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم. آیا نمیدانی که خدا بر هر کاری تواناست؟
این است که در قرآن هرگاه تضادی بین دستورات وجود داشته باشد، آن دستورات را با توجه به قاعده ناسخ و منسوخ باید بررسی کرد، و این امر کاملا منطقی است، آخرین دستور معمولا دستوریست که باید اجرا شود.
حال با روشن شدن قضیه ناسخ و منسوخ که عالمان دینی بحث های بسیار مفصلی در این مورد دارند، میتوان به بررسی آیات تازینامه در قبال برخورد با کافران و مشرکان و منافقین پرداخت.
همانطور که میدانیم، سوره های تازینامه به دو دسته مدنی و مکی تقسیم میشوند، محمد در مکه تنها مردم را به نیکی دعوت میکرد و حتی قوانین و شریعت مشخصی را مدعی نشده بود. رفتاری که محمد در قبال مخالفان در این دوران پیش گرفته بود را میتوان از آیات زیر یافت:
انعام از سوره های مکی 108:
چیزهایی را که آنان به جای الله میخوانند، دشنام مدهید که آنان نیز بی هیچ دانشی، از روی کینه توزی به الله دشنام دهند. اینچنین عمل هر قومی را در چشمشان آراسته ایم. پس بازگشت همگان به پروردگارشان است و او همه را از کارهایی که کرده اند آگاه می سازد.
سوره مزمل از سوره های مکی آیات 10 تا 12:
بر آنچه میگویند صبر کن و به وجهی پسندیده از ایشان دوری جوی، تکذیب کنندگاه صاحب نعمت را به من واگذار و اندکی مهلتشان ده، نزد ماست بندهای گران و دوزخ.
سوره مومنون از سوره های مکی آیه 96:
سخن بد آنان را به هرچه نیکوترت می آ ید پاسخ گوی. ما به سخن آنان آگاه تر هستیم.
اما بعد از فرار محمد از مکه به مدینه، در رفتار محمد تغییر شگرفی حاصل میشود، محمد دیگر از تحمل و احترام و همزیستی دم نمیزند، محمد از جنگ و جهاد و کشتن و آواره کردن سخن میگوید، تغییر رفتار محمد از مکه به مدینه در نوشته ای بافرنام بررسی سوره های مكی ومدني از مدافع حقوق انساني با دقت بالاتری انجام گرفته است. دلیل این تغییر رفتار محمد در قبال کافران و مشکران و مخالفانش چه بود؟
|
+| نوشته شده توسط
شیطان پرست در جمعه شانزدهم تیر 1385
|